تبليغاتX
یادداشت - ادامه وصیتنامه امام خمینی قدس سره
یادداشت مطالب مورد توجه

 وصيت‌ اينجانب‌ به‌ وزراي‌ مسئول‌ در عصر حاضر و در عصرهاي‌ ديگر آن‌ است‌ كه‌ علاوه‌ بر آنكه‌ شماها و كارمندان‌ وزارتخانه‌ها بودجه‌اي‌ كه‌ از آن‌ ارتزاق‌ مي‌كنيد مال‌ ملت‌، و بايد همه‌ خدمتگزار ملت‌ و خصوصاً مستضعفان‌ باشيد، و ايجاد زحمت‌ براي‌ مردم‌ و مخالف‌ وظيفه‌ عمل‌ كردن‌ حرام‌ و خداي‌ نخواسته‌ گاهي‌ موجب‌ غضب‌ الهي‌ مي‌شود، همة‌ شما به‌ پشتيباني‌ ملت‌ احتياج‌ داريد. با پشتيباني‌ مردم‌ خصوصاً طبقات‌ محروم‌ بود كه‌ پيروزي‌ حاصل‌ شد و دست‌ ستمشاهي‌ از كشور و ذخائر آن‌ كوتاه‌ گرديد. و اگر روزي‌ از پشتيباني‌ آنان‌ محروم‌ شويد، شماها كنار گذاشته‌ مي‌شويد و همچون‌ رژيم‌ شاهنشاهي‌ ستمكار به‌ جاي‌ شما ستم‌ پيشگان‌ پستها را اشغال‌ مي‌نمايند. بنابر اين‌ حقيقت‌ ملموس‌، بايد كوشش‌ در جلب‌ نظر ملت‌ بنماييد و از رفتار غير اسلامي‌ ـ انساني‌ احتراز نماييد.

                 و در همين‌ انگيزه‌ به‌ وزراي‌ كشور در طول‌ تاريخ‌ آينده‌ توصيه‌ مي‌كنم‌ كه‌ در انتخاب‌ استاندارها دقت‌ كنند اشخاص‌ لايق‌، متدين‌، متعهد، عاقل‌ و سازگار با مردم‌ انتخاب‌ نمايند، تا آرامش‌ در كشور هرچه‌ بيشتر حكمفرما باشد. و بايد دانست‌ كه‌ گرچه‌ تمام‌ وزيران‌ وزارتخانه‌ها مسئوليت‌ در اسلامي‌ كردن‌ و تنظيم‌ امور محل‌ مسئوليت‌ خود دارند لكن‌ بعضي‌ از آنها ويژگي‌ خاص‌ دارند؛ مثل‌ وزارت‌ خارجه‌ كه‌ مسئوليت‌ سفارتخانه‌ها را در خارج‌ از كشور دارند. اينجانب‌ از ابتداي‌ پيروزي‌ به‌ وزراي‌    خارجه‌ راجع‌ به‌ طاغوتزدگي‌ سفارتخانه‌ها و تحول‌ آنها به‌ سفارتخانه‌هاي‌ مناسب‌ با جمهوري‌ اسلامي‌ توصيه‌هايي‌ نمودم‌، لكن‌ بعض‌ آنان‌ يا نخواستند يا نتوانستند عمل‌ مثبتي‌ انجام‌ دهند. و اكنون‌ كه‌ سه‌ سال‌ از پيروزي‌ مي‌گذرد اگرچه‌ وزير خارجة‌ كنوني‌ اقدام‌ به‌ اين‌ امر نموده‌ است‌ و اميد است‌ با پشتكار و صرف‌ وقت‌ اين‌ امر مهم‌ انجام‌ گيرد.

                 و وصيت‌ من‌ به‌ وزراي‌ خارجه‌ در اين‌ زمان‌ و زمانهاي‌ بعد آن‌ است‌ كه‌ مسئوليت‌ شما بسيار زياد است‌، چه‌ در اصلاح‌ و تحول‌ وزارتخانه‌ و سفارتخانه‌ها؛ و چه‌ در سياست‌ خارجيِ حفظ‌ استقلال‌ و منافع‌ كشور و روابط‌ حسنه‌ با دولتهايي‌ كه‌ قصد دخالت‌ در امور كشور ما را ندارند. و از هر امري‌ كه‌ شائبة‌ وابستگي‌ با همة‌ ابعادي‌ كه‌ دارد به‌ طور قاطع‌ احتراز نماييد. و بايد بدانيد كه‌ وابستگي‌ در بعض‌ امور هر چند ممكن‌ است‌ ظاهر فريبنده‌اي‌ داشته‌ باشد يا منفعت‌ و فايده‌اي‌ در حال‌ داشته‌ باشد، لكن‌ در نتيجه‌، ريشة‌ كشور را به‌ تباهي‌ خواهد كشيد. و كوشش‌ داشته‌ باشيد در بهتر كردن‌ روابط‌ با كشورهاي‌ اسلامي‌ و در بيدار كردن‌ دولتمردان‌ و دعوت‌ به‌ وحدت‌ و اتحاد كنيد كه‌ خداوند با شماست‌.

                 و وصيت‌ من‌ به‌ ملتهاي‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ است‌ كه‌ انتظار نداشته‌ باشيد كه‌ از خارج‌ كسي‌ به‌ شما در رسيدن‌ به‌ هدف‌ كه‌ آن‌ اسلام‌ و پياده‌ كردن‌ احكام‌ اسلام‌ است‌ كمك‌ كند؛ خود بايد به‌ اين‌ امر حياتي‌ كه‌ آزادي‌ و استقلال‌ را تحقق‌ مي‌بخشد قيام‌ كنيد. و علماي‌    اعلام‌ و خطباي‌    محترم‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ دولتها را دعوت‌ كنند كه‌ از وابستگي‌ به‌ قدرتهاي‌ بزرگ‌ خارجي‌ خود را رها كنند و با ملت‌ خود تفاهم‌ كنند؛ در اين‌ صورت‌ پيروزي‌ را در آغوش‌ خواهند كشيد. و نيز ملتها را دعوت‌ به‌ وحدت‌ كنند؛ و از نژادپرستي‌ كه‌ مخالف‌ دستور اسلام‌ است‌ بپرهيزند؛ و با برادران‌ ايماني‌ خود در هر كشوري‌ و با هر نژادي‌ كه‌ هستند دست‌ برادري‌ دهند كه‌ اسلام‌ بزرگ‌ آنان‌ را برادر خوانده‌. و اگر اين‌ برادري‌ ايماني‌ با همت‌ دولتها و ملتها و با تأييد خداوند متعال‌ روزي‌ تحقق‌ يابد، خواهيد ديد كه‌ بزرگترين‌ قدرت‌ جهان‌ را مسلمين‌ تشكيل‌ مي‌دهند. به‌ اميد روزي‌ كه‌ با خواست‌ پروردگار عالم‌ اين‌ برادري‌ و برابري‌ حاصل‌ شود.

                 و وصيت‌ اينجانب‌ به‌ وزارت‌ ارشاد در همة‌ اعصار خصوصاً عصر حاضر كه‌ ويژگي‌ خاصي‌ دارد، آن‌ است‌ كه‌ براي‌ تبليغ‌ حق‌ مقابل‌ باطل‌ و ارائة‌ چهرة‌ حقيقي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ كوشش‌ كنند. ما اكنون‌، در اين‌ زمان‌ كه‌ دست‌ ابرقدرتها را از كشور خود كوتاه‌ كرديم‌، مورد تهاجم‌ تبليغاتي‌ تمام‌ رسانه‌هاي‌ گروهي‌ وابسته‌ به‌ قدرتهاي‌ بزرگ‌ هستيم‌. چه‌ دروغها و تهمتها كه‌ گويندگان‌ و نويسندگان‌ وابسته‌ به‌ ابرقدرتها به‌ اين‌ جمهوري‌ اسلامي‌ نوپا نزده‌ و نمي‌زنند.

                 مع‌الاسف‌ اكثر دولتهاي‌ منطقة‌ اسلامي‌ كه‌ به‌ حكم‌ اسلام‌ بايد دست‌ اخوت‌ به‌ ما دهند، به‌ عداوت‌ با ما و اسلام‌ برخاسته‌اند و همه‌ در خدمت‌ جهانخواران‌ از هر طرف‌ به‌ ما هجوم‌ آورده‌اند. و قدرت‌ تبليغاتي‌ ما بسيار ضعيف‌ و ناتوان‌ است‌ و مي‌دانيد كه‌ امروز جهان‌ روي‌ تبليغات‌ مي‌چرخد. و با كمال‌ تأسف‌، نويسندگان‌ به‌ اصطلاح‌ روشنفكر كه‌ به‌ سوي‌ يكي‌ از دو قطب‌ گرايش‌ دارند، به‌ جاي‌ آنكه‌ در فكر استقلال‌ و آزادي‌ كشور و ملت‌ خود باشند، خودخواهيها و فرصت‌طلبيها و انحصارجوييها به‌ آنان‌ مجال‌ نمي‌دهد كه‌ لحظه‌اي‌ تفكر نمايند و مصالح‌ كشور و ملت‌ خود را در نظر بگيرند، و مقايسة‌ بين‌ آزادي‌ و استقلال‌ را در اين‌ جمهوري‌ با رژيم‌ ستمگر سابق‌ نمايند و زندگي‌ شرافتمندانة‌ ارزنده‌ را توأم‌ با بعض‌ آنچه‌ را كه‌ از دست‌ داده‌اند، كه‌ رفاه‌ و عيشزدگي‌ است‌، با آنچه‌ از رژيم‌ ستمشاهي‌ دريافت‌ مي‌كردند توأم‌ با وابستگي‌ و نوكرمآبي‌ و ثناجويي‌ و مداحي‌ از جرثومه‌هاي‌ فساد و معادن‌ ظلم‌ و فحشا بسنجند؛ و از تهمتها و نارواها به‌ اين‌ جمهوري‌ تازه‌ تولد يافته‌ دست‌ بكشند و با ملت‌ و دولت‌ در صف‌ واحد بر ضد طاغوتيان‌ و ستم‌پيشگان‌ زبانها و قلمها را به‌ كار بگيرند.

                 و مسئلة‌ تبليغ‌ تنها به‌ عهدة‌ وزارت‌ ارشاد نيست‌ بلكه‌ وظيفة‌ همة‌ دانشمندان‌ و گويندگان‌ و نويسندگان‌ و هنرمندان‌ است‌. بايد وزارت‌ خارجه‌ كوشش‌ كند تا سفارتخانه‌ها نشريات‌ تبليغي‌ داشته‌ باشند و چهرة‌ نوراني‌ اسلام‌ را براي‌ جهانيان‌ روشن‌ نمايند؛ كه‌ اگر اين‌ چهره‌ با آن‌ جمال‌ جميل‌ كه‌ قرآن‌ و سنت‌ در همة‌ ابعاد به‌ آن‌ دعوت‌ كرده‌ از زير نقاب‌ مخالفان‌ اسلام‌ و كج‌فهميهاي‌ دوستان‌ خودنمايي‌ نمايد، اسلامْ جهانگير خواهد شد و پرچم‌ پرافتخار آن‌ در همه‌ جا به‌ اهتزاز خواهد آمد. چه‌ مصيبت‌ بار و غم‌انگيز است‌ كه‌ مسلمانان‌ متاعي‌ دارند كه‌ از صدر عالم‌ تا نهايت‌ آن‌ نظير ندارد، نتوانسته‌اند اين‌ گوهر گرانبها را كه‌ هر انساني‌ به‌ فطرت‌ آزاد خود طالب‌ آن‌ است‌ عرضه‌ كنند؛ بلكه‌ خود نيز از آن‌ غافل‌ و به‌ آن‌ جاهلند و گاهي‌ از آن‌ فراري‌اند!

 

                 ك‌ ـ  از امور بسيار با اهميت‌ و سرنوشت‌ساز مسئلة‌ مراكز تعليم‌ و تربيت‌ از كودكستانها تا دانشگاهها است‌ كه‌ به‌ واسطة‌ اهميت‌ فوق‌العاده‌اش‌ تكرار نموده‌ و با اشاره‌ مي‌گذرم‌. بايد ملت‌ غارت‌ شده‌ بدانند كه‌ در نيم‌ قرن‌ اخير آنچه‌ به‌ ايران‌ و اسلام‌ ضربة‌ مهلك‌ زده‌ است‌ قسمت‌ عمده‌اش‌ از دانشگاهها بوده‌ است‌. اگر دانشگاهها و مراكز تعليم‌ و تربيتِ ديگر با برنامه‌هاي‌ اسلامي‌ و ملي‌ در راه‌ منافع‌ كشور به‌ تعليم‌ و تهذيب‌ و تربيت‌ كودكان‌ و نوجوانان‌ و جوانان‌ جريان‌ داشتند، هرگز ميهن‌ ما در حلقوم‌ انگلستان‌ و پس‌ از آن‌ امريكا و شوروي‌ فرو نمي‌رفت‌ و هرگز قراردادهاي‌ خانه‌ خراب‌كن‌ بر ملت‌ محروم‌ غارتزده‌ تحميل‌ نمي‌شد و هرگز پاي‌ مستشاران‌ خارجي‌ به‌ ايران‌ باز نمي‌شد و هرگز ذخائر ايران‌ و طلاي‌ سياه‌ اين‌ ملت‌ رنجديده‌ در جيب‌ قدرتهاي‌ شيطاني‌ ريخته‌ نمي‌شد و هرگز دودمان‌ پهلوي‌ و وابسته‌هاي‌ به‌ آن‌ اموال‌ ملت‌ را نمي‌توانستند به‌ غارت‌ ببرند و در خارج‌ و داخل‌ پاركها و ويلاها بر روي‌ اجساد مظلومان‌ بنا كنند و بانكهاي‌ خارج‌ را از دسترنج‌ اين‌ مظلومان‌ پر كنند و صرف‌ عياشي‌ و هرزگي‌ خود و بستگان‌ خود نمايند. اگر مجلس‌ و دولت‌ و قوة‌ قضاييه‌ و ساير ارگانها از دانشگاههاي‌ اسلامي‌ و ملي‌ سرچشمه‌ مي‌گرفت‌ ملت‌ ما امروز گرفتار مشكلات‌ خانه‌برانداز نبود. و اگر شخصيتهاي‌ پاكدامن‌ با گرايش‌ اسلامي‌ و ملي‌ به‌ معناي‌ صحيحش‌، نه‌ آنچه‌ امروز در مقابل‌ اسلام‌ عرض‌ اندام‌ مي‌كند، از دانشگاهها به‌ مراكز قواي‌ سه‌گانه‌ راه‌ مي‌يافت‌، امروز ما غير امروز، و ميهن‌ ما غير اين‌ ميهن‌، و محرومان‌ ما از قيد محروميت‌ رها، و بساط‌ ظلم‌ و ستمشاهي‌ و مراكز فحشا و اعتياد و عشرتكده‌ها كه‌ هر يك‌ براي‌ تباه‌ نمودن‌ نسل‌ جوان‌ فعال‌ ارزنده‌ كافي‌ بود، در هم‌ پيچيده‌ و اين‌ ارث‌ كشور بر باد ده‌ و انسان‌ برانداز به‌ ملت‌ نرسيده‌ بود. و دانشگاهها اگر اسلامي‌ ـ انساني‌ ـ ملي‌ بود، مي‌توانست‌ صدها و هزارها مدرس‌ به‌ جامعه‌ تحويل‌ دهد؛ لكن‌ چه‌ غم‌انگيز و اسفبار است‌ كه‌ دانشگاهها و دبيرستانها به‌ دست‌ كساني‌ اداره‌ مي‌شد و عزيزان‌ ما به‌ دست‌ كساني‌ تعليم‌ و تربيت‌ مي‌ديدند كه‌ جز اقليت‌ مظلوم‌ محرومي‌ همه‌ از غربزدگان‌ و شرقزدگان‌ با برنامه‌ و نقشة‌ ديكته‌ شده‌ در دانشگاهها كرسي‌ داشتند؛ و ناچار جوانان‌ عزيز و مظلوم‌ ما در دامن‌ اين‌ گرگان‌ وابسته‌ به‌ ابرقدرتها بزرگ‌ شده‌ و به‌ كرسيهاي‌ قانونگذاري‌ و حكومت‌ و قضاوت‌ تكيه‌ مي‌كردند، و بر وفق‌ دستور آنان‌، يعني‌ رژيم‌ ستمگر پهلوي‌ عمل‌ مي‌كردند.

                 اكنون‌ بحمدالله تعالي‌ دانشگاه‌ از چنگال‌ جنايتكاران‌ خارج‌ شده‌. و بر ملت‌ و دولت‌ جمهوري‌ اسلامي‌ است‌ در همة‌ اعصار، كه‌ نگذارند عناصر فاسد داراي‌ مكتبهاي‌ انحرافي‌ يا گرايش‌ به‌ غرب‌ و شرق‌ در دانشسراها و دانشگاهها و ساير مراكز تعليم‌ و تربيت‌ نفوذ كنند و از قدم‌ اول‌ جلوگيري‌ نمايند تا مشكلي‌ پيش‌ نيايد و اختيار از دست‌ نرود.

                 و وصيت‌ اينجانب‌ به‌ جوانان‌ عزيز دانشسراها و دبيرستانها و دانشگاهها آن‌ است‌ كه‌ خودشان‌ شجاعانه‌ در مقابل‌ انحرافات‌ قيام‌ نمايند تا استقلال‌ و آزادي‌ خود و كشور و ملت‌ خودشان‌ مصون‌ باشد.

 

                 ل‌ ـ  قواي‌ مسلح‌، از ارتش‌ و سپاه‌ و ژاندارمري‌ و شهرباني‌ تا كميته‌ها و بسيج‌ و عشاير ويژگي‌ خاص‌ دارند. اينان‌ كه‌ بازوان‌ قوي‌ و قدرتمند جمهوري‌ اسلامي‌ مي‌باشند و نگهبان‌ سرحدات‌ و راهها و شهرها و روستاها و بالاخره‌ نگهداران‌ امنيت‌ و آرامش‌بخشان‌ به‌ ملت‌ مي‌باشند، مي‌بايست‌ مورد توجه‌ خاص‌ ملت‌ و دولت‌ و مجلس‌ باشند. و لازم‌ است‌ توجه‌ داشته‌ باشند كه‌ در دنيا آنچه‌ كه‌ مورد بهره‌برداري‌ براي‌ قدرتهاي‌ بزرگ‌ و سياستهاي‌ مخرب‌، بيشتر از هر چيز و هر گروهي‌ است‌، قواي‌ مسلح‌ است‌. قواي‌ مسلح‌ است‌ كه‌ با بازيهاي‌ سياسي‌، كودتاها و تغيير حكومتها و رژيمها به‌ دست‌ آنان‌ واقع‌ مي‌شود؛ و سودجويان‌ دغل‌ بعض‌ سران‌ آنان‌ را مي‌خرند و با دست‌ آنان‌ و توطئه‌هاي‌ فرماندهان‌ بازي‌ خوردة‌ كشورها را به‌ دست‌ مي‌گيرند، و ملتهاي‌ مظلوم‌ را تحت‌ سلطه‌ قرار داده‌ و استقلال‌ و آزادي‌ را از كشورها سلب‌ مي‌كنند. و اگر فرماندهان‌ پاكدامن‌ متصدي‌ امر باشند، هرگز براي‌ دشمنان‌ كشورها امكان‌ كودتا يا اشغال‌ يك‌ كشور پيش‌ نمي‌آيد و يا اگر احياناً پيش‌ آيد، به‌ دست‌ فرماندهان‌ متعهد شكسته‌ و ناكام‌ خواهد ماند. و در ايران‌ نيز كه‌ اين‌ معجزة‌ عصر به‌ دست‌ ملت‌ انجام‌ گرفت‌، قواي‌ مسلح‌ متعهد و فرماندهان‌ پاك‌ و ميهن‌دوست‌ سهم‌ بسزايي‌ داشتند.

                 و امروز كه‌ جنگ‌ لعنتي‌ و تحميلي‌ صدام‌ تكريتي‌ به‌ امر و كمك‌ امريكا و ساير قدرتها پس‌ از نزديك‌ به‌ دو سال‌ با شكست‌ سياسي‌ و نظامي‌ ارتش‌ متجاوز بعث‌ و پشتيبانان‌ قدرتمند و وابستگان‌ به‌ آنان‌ روبه‌رو است‌، باز قواي‌ مسلح‌ نظامي‌ و انتظامي‌ و سپاهي‌ و مردمي‌ با پشتيباني‌ بيدريغ‌ ملت‌ در جبهه‌ها و پشت‌ جبهه‌ها اين‌ افتخار بزرگ‌ را آفريدند و ايران‌ را سرافراز نمودند؛ و نيز شرارتها و توطئه‌هاي‌ داخلي‌ را كه‌ به‌ دست‌ عروسكهاي‌ وابسته‌ به‌ غرب‌ و شرق‌ براي‌ براندازي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ بسيج‌ شده‌ بودند با دست‌ تواناي‌ جوانان‌ كميته‌ها و پاسداران‌ بسيج‌ و شهرباني‌ و با كمك‌ ملت‌ غيرتمند درهم‌ شكسته‌ شد. و همين‌ جوانان‌ فداكار عزيزند كه‌ شبها بيدارند تا خانواده‌ها با آرامش‌ استراحت‌ كنند. خدايشان‌ يار و مددكار باد.

                 پس‌ وصيت‌ برادرانة‌ من‌ در اين‌ قدمهاي‌ آخرين‌ عمر بر قواي‌ مسلح‌ به‌ طور عموم‌، آن‌ است‌ كه‌ اي‌ عزيزان‌ كه‌ به‌ اسلام‌ عشق‌ مي‌ورزيد و با عشق‌ لقا ء الله به‌ فداكاري‌ در جبهه‌ها و در سطح‌ كشور به‌ كار ارزشمند خود ادامه‌ مي‌دهيد، بيدار باشيد و هوشيار كه‌ بازيگران‌ سياسي‌ و سياستمداران‌ حرفه‌اي‌ غرب‌ و شرقزده‌ و دستهاي‌ مرموز جنايتكاران‌ پشت‌پرده‌ لبة‌ تيز سلاح‌ خيانت‌ و جنايتكارشان‌ از هر سو و بيشتر از هر گروه‌ متوجه‌ به‌ شما عزيزان‌ است‌؛ و مي‌خواهند از شما عزيزان‌ كه‌ با جانفشاني‌ خود انقلاب‌ را پيروز نموديد و اسلام‌ را زنده‌ كرديد بهره‌گيري‌ كرده‌ و جمهوري‌ اسلامي‌ را براندازند؛ و شما را با اسم‌ اسلام‌ و خدمت‌ به‌ ميهن‌ و ملت‌ از اسلام‌ و ملت‌ جدا كرده‌ به‌ دامن‌ يكي‌ از دو قطب‌ جهانخوار بيندازند؛ و بر زحمات‌ و فداكاريهاي‌ شما با حيله‌هاي‌ سياسي‌ و ظاهرهاي‌ به‌ صورت‌ اسلامي‌ و ملي‌ خط‌ بطلان‌ بكشند.

                 وصيت‌ اكيد من‌ به‌ قواي‌ مسلح‌ آن‌ است‌ كه‌ همان‌ طور كه‌ از مقررات‌ نظام‌، عدم‌ دخول‌ نظامي‌ در احزاب‌ و گروهها و جبهه‌ها است‌ به‌ آن‌ عمل‌ نمايند؛ و قواي‌ مسلح‌ مطلقاً، چه‌ نظامي‌ و انتظامي‌ و پاسدار و بسيج‌ و غير اينها، در هيچ‌ حزب‌ و گروهي‌ وارد نشده‌ و خود را از بازيهاي‌ سياسي‌ دور نگه‌ دارند. در اين‌ صورت‌ مي‌توانند قدرت‌ نظامي‌ خود را حفظ‌ و از اختلافات‌ درون‌ گروهي‌ مصون‌ باشند. و بر فرماندهان‌ لازم‌ است‌ كه‌ افراد تحت‌ فرمان‌ خود را از ورود در احزاب‌ منع‌ نمايند. و چون‌ انقلاب‌ از همة‌ ملت‌ و حفظ‌ آن‌ بر همگان‌ است‌، دولت‌ و ملت‌ و شوراي‌ دفاع‌ و مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ وظيفة‌ شرعي‌ و ميهني‌ آنان‌ است‌ كه‌ اگر قواي‌ مسلح‌، چه‌ فرماندهان‌ و طبقات‌ بالا و چه‌ طبقات‌ بعد، برخلاف‌ مصالح‌ اسلام‌ و كشور بخواهند عملي‌ انجام‌ دهند يا در احزاب‌ وارد شوند كه‌ ـ بي‌اشكال‌ به‌ تباهي‌ كشيده‌ مي‌شوند ـ و يا در بازيهاي‌ سياسي‌ وارد شوند، از قدم‌ اول‌ با آن‌ مخالفت‌ كنند. و بر رهبر و شوراي‌ رهبري‌ است‌ كه‌ با قاطعيت‌ از اين‌ امر جلوگيري‌ نمايد تا كشور از آسيب‌ در امان‌ باشد.

                 و من‌ به‌ همة‌ نيروهاي‌ مسلح‌ در اين‌ پايان‌ زندگي‌ خاكي‌، وصيت‌ مشفقانه‌ مي‌كنم‌ كه‌ از اسلام‌ كه‌ يگانه‌ مكتب‌ استقلال‌ و آزاديخواهي‌ است‌ و خداوند متعال‌ همه‌ را با نور هدايت‌ آن‌ به‌ مقام‌ والاي‌ انساني‌ دعوت‌ مي‌كند، چنانچه‌ امروز وفاداريد در وفاداري‌ استقامت‌ كنيد كه‌ شما را و كشور و ملت‌ شما را از ننگ‌ وابستگيها و پيوستگيها به‌ قدرتهايي‌ كه‌ همة‌ شما را جز براي‌ بردگي‌ خويش‌ نمي‌خواهند و كشور و ملت‌ عزيزتان‌ را عقب‌ مانده‌ و بازار مصرف‌ و زير بار ننگين‌ ستم‌پذيري‌ نگه‌ مي‌دارند نجات‌ مي‌دهد. و زندگي‌ انساني‌ شرافتمندانه‌ را ولو با مشكلات‌ بر زندگاني‌ ننگين‌ بردگي‌ اجانب‌ ولو با رفاه‌ حيواني‌ ترجيح‌ دهيد؛ و بدانيد مادام‌ كه‌ در احتياجات‌ صنايع‌ پيشرفته‌، دست‌ خود را پيش‌ ديگران‌ دراز كنيد و به‌ دريوزگي‌ عمر را بگذرانيد قدرت‌ ابتكار و پيشرفت‌ در اختراعات‌ در شما شكوفا نخواهد شد. و به‌ خوبي‌ و عينيت‌ ديديد كه‌ در اين‌ مدت‌ كوتاه‌ پس‌ از تحريم‌ اقتصادي‌ همانها كه‌ از ساختن‌ هرچيز خود را عاجز مي‌ديدند و از راه‌ انداختن‌ كارخانه‌ها آنان‌ را مأيوس‌ مي‌نمودند، افكار خود را به‌ كار بستند و بسياري‌ از احتياجات‌ ارتش‌ و كارخانه‌ها را خود رفع‌ نمودند. و اين‌ جنگ‌ و تحريم‌ اقتصادي‌ و اخراج‌ كارشناسان‌ خارجي‌، تحفه‌اي‌ الهي‌ بود كه‌ ما از آن‌ غافل‌ بوديم‌. اكنون‌ اگر دولت‌ و ارتش‌ كالاهاي‌ جهانخواران‌ را خود تحريم‌ كنند و به‌ كوشش‌ و سعي‌ در راه‌ ابتكار بيفزايند، اميد است‌ كه‌ كشور خودكفا شود و از دريوزگي‌ از دشمن‌ نجات‌ يابد.

                 و هم‌ در اينجا بايد بيفزايم‌ كه‌ احتياج‌ ما پس‌ از اينهمه‌ عقب‌ماندگي‌ مصنوعي‌ به‌ صنعتهاي‌ بزرگ‌ كشورهاي‌ خارجي‌ حقيقتي‌ است‌ انكارناپذير. و اين‌ به‌ آن‌ معني‌ نيست‌ كه‌ ما بايد در علوم‌ پيشرفته‌ به‌ يكي‌ از دو قطب‌ وابسته‌ شويم‌. دولت‌ و ارتش‌ بايد كوشش‌ كنند كه‌ دانشجويان‌ متعهد را در كشورهايي‌ كه‌ صنايع‌ بزرگ‌ پيشرفته‌ را دارند و استعمار و استثمارگر نيستند بفرستند؛ و از فرستادن‌ به‌ امريكا و شوروي‌ و كشورهاي‌ ديگر كه‌ در مسير اين‌ دو قطب‌ هستند احتراز كنند، مگر ان‌شا ء الله روزي‌ برسد كه‌ اين‌ دو قدرت‌ به‌ اشتباه‌ خود پي‌برند و در مسير انسانيت‌ و انساندوستي‌ و احترام‌ به‌ حقوق‌ ديگران‌ واقع‌ شوند؛ يا ان‌شا ء الله مستضعفان‌ جهان‌ و ملتهاي‌ بيدار و مسلمانان‌ متعهد، آنان‌ را به‌ جاي‌ خود نشانند. به‌ اميد چنين‌ روزي‌.

 

                 م‌ ـ  راديو و تلويزيون‌ و مطبوعات‌ و سينماها و تئأترها از ابزارهاي‌ مؤثر تباهي‌ و تخدير ملتها، خصوصاً نسل‌ جوان‌ بوده‌ است‌. در اين‌ صد سال‌ اخير بويژه‌ نيمة‌ دوم‌ آن‌، چه‌ نقشه‌هاي‌ بزرگي‌ از اين‌ ابزار، چه‌ در تبليغ‌ ضد اسلام‌ و ضد روحانيت‌ خدمتگزار، و چه‌ در تبليغ‌ استعمارگران‌ غرب‌ و شرق‌، كشيده‌ شد و از آنها براي‌ درست‌ كردن‌ بازار كالاها خصوصاً تجملي‌ و تزئيني‌ از هر قماش‌، از تقليد در ساختمانها و تزئينات‌ و تجملات‌ آنها و تقليد در اجناس‌ نوشيدني‌ و پوشيدني‌ و در فرم‌ آنها استفاده‌ كردند، به‌ طوري‌ كه‌ افتخار بزرگِ فرنگي‌ مآب‌ بودن‌ در تمام‌ شئون‌ زندگي‌ از رفتار و گفتار و پوشش‌ و فرم‌ آن‌ بويژه‌ در خانمهاي‌ مرفه‌ يا نيمه‌ مرفه‌ بود، و در آداب‌ معاشرت‌ و كيفيت‌ حرف‌ زدن‌ و به‌ كار بردن‌ لغات‌ غربي‌ در گفتار و نوشتار به‌ صورتي‌ بود كه‌ فهم‌ آن‌ براي‌ بيشتر مردم‌ غيرممكن‌، و براي‌ همرديفان‌ نيز مشكل‌ مي‌نمود! فيلمهاي‌ تلويزيون‌ از فرآورده‌هاي‌ غرب‌ يا شرق‌ بود كه‌ طبقة‌ جوان‌ زن‌ و مرد را از مسير عادي‌ زندگي‌ و كار و صنعت‌ و توليد و دانش‌ منحرف‌ و به‌ سوي‌ بيخبري‌ از خويش‌ و شخصيت‌ خود و يا بدبيني‌ و بدگماني‌ به‌ همه‌ چيز خود و كشور خود، حتي‌ فرهنگ‌ و ادب‌ و مآثر پر ارزشي‌ كه‌ بسياري‌ از آن‌ با دست‌ خيانتكار سودجويان‌، به‌ كتابخانه‌ها و موزه‌هاي‌ غرب‌ و شرق‌ منتقل‌ گرديده‌ است‌. مجله‌ها با مقاله‌ها و عكسهاي‌ افتضاح‌ بار و أسف‌انگيز، و روزنامه‌ها با مسابقات‌ در مقالات‌ ضدفرهنگي‌ خويش‌ و ضداسلامي‌ با افتخار، مردم‌ بويژه‌ طبقة‌ جوان‌ مؤثر را به‌ سوي‌ غرب‌ يا شرق‌ هدايت‌ مي‌كردند. اضافه‌ كنيد بر آن‌ تبليغ‌ دامنه‌دار در ترويج‌ مراكز فساد و عشرتكده‌ها و مراكز قمار و لاتار و مغازه‌هاي‌ فروش‌ كالاهاي‌ تجملاتي‌ و اسباب‌ آرايش‌ و بازيها و مشروبات‌ الكلي‌ بويژه‌ آنچه‌ از غرب‌ وارد مي‌شد. و در مقابل‌ صدور نفت‌ و گاز و مخازن‌ ديگر، عروسكها و اسباب‌ بازيها و كالاهاي‌ تجملي‌ وارد مي‌شد؛ و صدها چيزهايي‌ كه‌ امثال‌ من‌ از آنها بي‌اطلاع‌ هستيم‌. و اگر خداي‌ نخواسته‌ عمر رژيم‌ سرسپرده‌ و خانمان‌ برانداز پهلوي‌ ادامه‌ پيدا مي‌كرد، چيزي‌ نمي‌گذشت‌ كه‌ جوانان‌ برومند ما ـ اين‌ فرزندان‌ اسلام‌ و ميهن‌ كه‌ چشم‌ اميد ملت‌ به‌ آنها است‌ ـ با انواع‌ دسيسه‌ها و نقشه‌هاي‌ شيطاني‌ به‌ دست‌ رژيم‌ فاسد و رسانه‌هاي‌ گروهي‌ و روشنفكران‌ غرب‌ و شرقگرا از دست‌ ملت‌ و دامن‌ اسلام‌ رخت‌ برمي‌بستند: يا جواني‌ خود را در مراكز فساد تباه‌ مي‌كردند؛ و يا به‌ خدمت‌ قدرتهاي‌ جهانخوار درآمده‌ و كشور را به‌ تباهي‌ مي‌كشاندند. خداوند متعال‌ به‌ ما و آنان‌ منت‌ گذاشت‌ و همه‌ را از شر مفسدين‌ و غارتگران‌ نجات‌ داد.

                 اكنون‌ وصيت‌ من‌ به‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ در حال‌ و آينده‌ و رئيس‌جمهور و رؤساي‌ جمهور مابعد و به‌ شوراي‌ نگهبان‌ و شوراي‌ قضايي‌ و دولت‌ در هر زمان‌، آن‌ است‌ كه‌ نگذارند اين‌ دستگاههاي‌ خبري‌ و مطبوعات‌ و مجله‌ها از اسلام‌ و مصالح‌ كشور منحرف‌ شوند. و بايد همه‌ بدانيم‌ كه‌ آزادي‌ به‌ شكل‌ غربي‌ آن‌، كه‌ موجب‌ تباهي‌ جوانان‌ و دختران‌ و پسران‌ مي‌شود، از نظر اسلام‌ و عقل‌ محكوم‌ است‌. و تبليغات‌ و مقالات‌ و سخنرانيها و كتب‌ و مجلات‌ برخلاف‌ اسلام‌ و عفت‌ عمومي‌ و مصالح‌ كشور حرام‌ است‌. و بر همة‌ ما و همة‌ مسلمانان‌ جلوگيري‌ از آنها واجب‌ است‌. و از آزاديهاي‌ مخرب‌ بايد جلوگيري‌ شود. و از آنچه‌ در نظر شرع‌ حرام‌ و آنچه‌ برخلاف‌ مسير ملت‌ و كشور اسلامي‌ و مخالف‌ با حيثيت‌ جمهوري‌ اسلامي‌ است‌ به‌ طور قاطع‌ اگر جلوگيري‌ نشود، همه‌ مسئول‌ مي‌باشند. و مردم‌ و جوانان‌ حزب‌اللهي‌ اگر برخورد به‌ يكي‌ از امور مذكور نمودند به‌ دستگاههاي‌ مربوطه‌ رجوع‌ كنند و اگر آنان‌ كوتاهي‌ نمودند، خودشان‌ مكلف‌ به‌ جلوگيري‌ هستند. خداوند تعالي‌ مددكار همه‌ باشد.

 

              

+ نوشته شده در  87/03/13ساعتfardaaad@yahoo. 23:15  توسط فرداد آزاداندیش  |